منبع: وبلاگ حقیقت

آیا از آیات قران گرد بودن زمین فهمیده میشود ؟

امروز اختلافات اوقات در نقاط مختلف زمین و این‏كه شب و روز و صبح و ظهر نقاط خاورى با مناطق باخترى كاملاً اختلاف دارد، روشن‏ترین دلیل بر كروى بودن زمین است و اگر زمین مسطح بود، باید اختلاف اوقات وجود نداشت.

در قرآن و روایات ما اشارات لطیف و زیبایى به این مطلب شده است؛ آن‏جا كه مى‏فرماید :

آیه 17 سوره  الرحمن «ربالمشرقین و ربالمغربین » بدین معنی «پروردگار دو مشرق و دو مغرب»

 

آیه 40 سوره معارج «فلا اقسم برب المشارق و المغارب انا لقادرون » بدین معنی « پس به پروردگار همه مشرها و مغربها  سوگند که ما تواناییم »

 

این آیات بطور واضح به کروی بودن زمین اشاره میکند ، بدین معنی که  تعدد مشرق و مغرب  تنها در صورت کروی بودن زمین قابل توجیه است زیرا در حالی که خورشید نسبت به ما در افق مشرق ، درحال طلوع است نسبت به عده ای دیگر در همان زمان در افق مغرب است و بالعکس .

 

 زیرا بر فرض مسطح بودن زمین، یك مشرق و یك مغرب بیشتر وجود ندارد و بر فرض كرویت آن، هر نقطه‏اى براى نقاط شرقى‏تر، مغرب و براى نقاط غربى‏تر، مشرق است.

 

به عکس زیر توجه کنید :

مشرق بمعنی: سمت و سوی خاور و آنچه در سمت و سوی خاور قرار دارد میباشد، و مغرب بمعنی: سمت و سوی باختر و آنچه در سمت و سوی باختر قرار دارد. منظور از "پروردگار شرق و غرب"، شرق و غرب ما که خانه همسایه یا کوچه و خیابان باشد نیست، بلکه منظور سمت و سوی شرق و غرب در هستی است و آنچه در آن راستا قرار دارد.

از آنجا که زمین گرد است و در فضا دور خود در جهت شرق می چرخد، شرق و غرب ثابت و مشخصی در هستی وجود ندارد بلکه یک چیز نسبی و متغیر است.

یک شرق و یک غرب برای مردم یک منطقه در یک زمان است. در این تصویر میبینیم کسانیکه در نقطه "آ" هستند در اوقات صبح هستند و سمت شرق آنها سمت خورشید است و آن بخش از هستی که در آن راستا قرار دارد، (و عکس آن سمت غرب است). و برای کسانیکه در آنطرف زمین در نقطه مقابل نقطه "آ" هستند (و در اوقات غروب هستند)، خورشید و آن بخش از هستی که در آن راستا قرار دارد، سمت غرب است. به این ترتیب برای مردمی که روی زمین در دو نقطه مقابل همدیگر هستند، برای هر کدام یک شرق و یک غرب متفاوت وجود دارد. یعنی روی هم رفته برای آنها دوتا شرق و دو تا غرب وجود دارد. و برای کسانیکه در نقطه "ب" (در اوقات روز) هستند نیز سمت شرق و غرب هستی فرق می کند، و برای کسانیکه در نقطه مقابل نقطه "ب" در آنطرف زمین (در اوقات شب) هستند، باز هم سمت و سوی شرق و غرب فرق می کند.

اما روایتی اسلامی هر چند این روایت در باره خداشناسی است :

 نقل است روزی شیطان از حضرت مسیح پرسید "آیا خدا تو میتواند زمین رادر درون  تخم مرغی جا دهد؟

 مسیح (ع) فرمود : وای بر تو روا نیست خدا را به عجز وصف کنی ،چه کسی قدرتمنتر از خدایی که در ان صورت زمین را لطیف سازد و تخم مرغ را سنگین نماید "

 

عین این سئوال را از حضرت علی کردند و حضرت این همین جواب را داد .

بحارالنوار جلد4 صفحه143 و نورالثقلین جلد یک ص32( در این روایت به کروی شکل بودن زمین اشاره شده است .)

پاسخ حضرت مسیح و امام علی در این مورد ، از نقطه نظر "حالت ویژه ای" است که از این نظر جا دادن زمین در درون تخم مرغ امکان دارد و ان حالت ویژه عبارتست از لطیف کردن زمین و برداشتن خلل و فاصله ها از اجزا ان تا انجا ممکن است ، و فشردگی کامل زمین است و سپس جا دادن ان در درون تخم مرغ ، بی آنکه تخم مرغ از نظر حجم و اندازه بزرگ شود ، هرچند از نظر سنگینی بزرگ شود ، حجم و اندازه تخم مرغ هماناندازه قبل است ، ولی سنگینی ان به سنگینی زمین خواهد شد ..

« ذکر این نکته در اینجا بسیار جالب است و ان اینکه اتم شناسان گویند اگر فضای خالی میان اتمهای زمین را از بین ببریم یعنی فاصله بین هسته اتم با الکترونها را ازبین ببریم تمام حجم زمین با آنهمه عظمت به اندازه یک نارنج خواهد شد که در عین حال وزنش برابر وزن کنونی زمین یعنی 5974 میلیارد میلیارد تن میشود »

به عبارت روشنتر در اینجا دو صورت است ، یکی ممکن است و دیگری محال :

صورت ممکن عبارتست از لطیف کردن زمین با کوچک کردن حجمش بطوری که بتواند در درون تخم مرغ جا بگیرد و سنیگن کردن وزن تخم مرغ با جا دادن زمین در درون آن با بقای حجم و اندازه تخم مرغ .

 صورت محال عبارتست از جا دادن زمین با بقای حجم و اندازه درون تخم مرغ با اینکه تخم مرغ به همان اندازه اول و یا به همان وزن اول است که محال است.

و روایتی ذیگر :

إنما علیك مشرقك و مغربك؛

تو باید تابع مشرق و مغرب خود باشى»." الهیئة والاسلام، ص 82".

در روایات دیگر مى‏فرماید:

<إن الشمس تغیب عن قوم قبل مغیبها عن آخرین؛ "وسائل الشیعه، ج 3، ص 127"

آفتاب از سرزمین گروهى غروب مى‏كند، پیش از آن‏كه از سرزمین دیگران غروب نماید

 

***

حرکت زمین در آیات قرآن و روایات اسلامی :

 

قرآن زمین را تشبیه به «ذلول» میکند (سوره ملک آیه15)

 

ذلول به شتر رامی گفته میشود که همواره حرکت میکند و صاحبش را نمیاندازد .

قرآن در جایی دیگر تشبیه را عوض میکند و آنرا  " گهواره مانند" مینامد( سوره طه آیه 53 و سوره نبا ایه6)

و چه تشبیه زیبایی چرا که امتیاز و خصوصیت گهواره متحرک بودن ان در مسیری مشخص است .

 

اما روایتهایی که  تصدیق کننده  آیات قران هستند :

« ...زمین را ایجاد فرمود و آن را نگهداشت ‏بدون اینكه وى را مشغول سازد،و آن را در عین حركت و بى‏قرارى‏است قرار بخشیده و آن را بدون هیچ ستون و پایه‏اى بر پا داشت و بى هیچ ستون و اركانى بر افراشت و آن را از كژى و فرو ریختن نگاهداشت،و از سقوط و درهم شكافتن جلوگیرى كرد،میخهایش را محكم،كوهایش پا بر جا،چشمه‏هایش راجارى،و دره‏هایش را ایجاد نمود،آنچه بنا كرده به سستى نگرائیده،و هر چه را توانائى‏داده ناتوان نگشته است....»نهج البلاغه خطبه ۱۸۶ «پاراگراف پنجم سطر سوم »

                                                   و خطبة ۲۱۱«پاراگراف دوم»   

از خطبه فوق حتی کروی  بودن زمین هم به وضوح فهمیده میشود

(موجودات فرا زمینی در قران و حدیث کلیک کنید)

 

کوهها میخهای زمین اند :

 

در قرآن میخوانیم : «الم نجعل الارض مهادا والجبال اوتادا»نبا 7  آیا زمین را گسترده و کوهها را میخها قرار ندادیم و« والقی فی الارض رواسی آن تمیدبکم»نحل15 و لقمان10.

 

رواسی جمع راسیه  بمعنی ثابت ومحکم است و "تمید" از " مید" بمعنی میل و اضطراب است. یعنی در زمین کوههای ثابت و محکم افکند تا شما را میل ندهد و این سو و انسو نیاندازد ومضطرب نکند.

 

میل و اضطراب مردم درصورتی است که زمین خودش مائل و مضطرب و لرزان باشد.

آیات صریح اند در اینکه کوهها میخهای زمین و مانع لرزانیدن و مضطرب شدن آن است. مراد از این اضطراب و لرزه در صورت نبودن کوهها چیست ؟

از پوسته زمین هرچه پایین تر برویم با افزایش یکنواخت حرارت روبرو خواهیم بود مثلا در عمیق ترین معدن طلای جهان در افریقای جنوبی دیواره های معدن به اندازه ای گرم است که دستگاه خنک کننده آن چندین میلیون دلار خرج دارد تا کار کردن را در اعماق معدن بر کارگران تحمل پذیر کند اگر افزایش حرارت را در اعماق ادامه دهیم در عمق پنجاه کیلومتری ، درجه حرارت به هزار و پانصد خواهد رسید که محل ذوب شدن سنگهاست با وجود این  بعلت فشار شدید نزدیک به دو هزار  اتمسفر که در این عمق حکمفرماست مواد و سنگها سِّال نمیشوند بلکه خاصیت پلاستیکی بدست میآورند که گاهی در قشرهای نازک حرکت کرده و در اثر کم شدن فشار بصورت مذاب درآمده و در شکل آتشفشان بیرون میریزند معمولا پذیرفته شده که هسته و مرکز زمین بعد از پنجاه کیلومتر عمق که هنوز به مرکز اصلی نرسیده دارای دوهزار درجۀ حرارت میشود و آن از درجۀ ذوب آهن که هزار و پانصد و سی وپنج است بیشتر میباشد .

از عمق 3000کیلومتری هستۀ آهنی زمین شروع میشود که درجۀ حرارت آن چهارهزار و درجۀ فشار در حدود دومیلیون اتمسفر است در گذشته میگفتند مرکز زمین مذاب است و بعدها گفتند در آن فشار عجیب ، نمیتواند مذاب باشد بلکه مرکز آن در اثر حرارت و فشار پلاستیکی(شکل) و قابل ارتجاع است و در قشرهای نازک زمین که به بالا میاید بتدریج که از فشار کاسته شده بصورت مذاب درآمده و بصورت آتشفشان بوجود میاید .

بهرحال مرکز زمین مثل پوستۀ آن جامد نیست و پوستۀ آن نسبت بمرکز ، مثل پوسته تخم مرغ است نسبت به دورن تخم مرغ ،،..... زمین با  حرکتهای وضعی و انتقالی  و محوری و سایر حرکتهای وضعی و انتقالی و محوری و سایر حرکتهای دیگریکه دارد اگر کـــوههـا نـــمیبود  مرتبأ  پوستـۀ آن  که روی هسته ای پلاستیکی شکل قرار گرفته  باین سو و آنسو میلغزید و زندگی را غیر ممکن میساخت و چه بسا که پوسته پاره میشد و این کوهها هستند که سر به آسمان کشیده و چند برابر آن در زمین ریشه دوانیده و از هر طرف پوستۀ زمین را بزنجیر کشیده و آنرا  بروی هسته میخکوب کرده اند .

ناگفته نماند ریشه کوهها در زیر زمین چند برابر ارتفاع انها روی زمین است و نیز ناگفته نماند که کوهها فقط برروی قاره ها نیستند بلکه در زیر دریاها و اقیانوسها نیز کوههای بساری وجود دارند بلکه طولانیترین سلسله جبال در زیر آبها پنهان است مثلا سلسله جبال اطلس میانه از ایسلند شروع شده بسوی قطب جنوب ادامه دارد ، این سلسله جبال که بشکل حرف انگلیسیs  است در حدود بیست هزار کیلومتر طول دارد  و بیشتر قله های آن نیم تا یک مایل با سطح آب فاصله دارد .(دریا دیار عجائب)

در مجله مکتب اسلام شمارۀ 8 سال1313 صفحه68 مقاله مفصل و علمی دربارۀ لنگر بودن کوهها هست که بسیار مفید و قابل دقت است .در آنجا نوشته شده است که :

طوفانهای روی کره زمین سرعت حرکت آنرا کم و زیاد میکند مثلا در طول 50 کیلومتر طوفان اگر بلندی کوهها را متوسط  2 کیلومتر فرض کنیم  نسبت بجهت طوفان ، 86 میلی متر درثانیه از حرکت زمین کاسته یا  ّآن اضافه میشود این افزایش یا کاهش گرچه  ناچِـــیز است ولی لرزش و ضربۀ آن باندازۀ انفجار ناگهانی شصت و نه میلیون عدد بمب  هیدروژنی ردیف 50مگا تن است(بمب هیدروژنی ردیف 50 مگاتن برابر 2500 عدد بمب اتمی است که در هیرشیما ژاپن استفاده شد) اگر هنگام وقوع طوفانهای وحشتناک ، زمین گرفتار این ضربه ها میشد همه چیز و آثار حیات از بین میرفت. ضربه گیر این ضربه های مخوف کوههــا هستند که بشکل کامل چرخ لنگری تغییرات ناگهانی سرعت را به تغییرات تدریجی سرعت تبــدیل میکنند. این تحقیق با کلمه « آن تمیدبکم » خیلی مناسب است .

اینست معنای آیاتیکه میگوید : کوهها رامیخها قرار دادیم و کوهها برای آنست که زمین از اضطراب و لرزه بازماند. (قاموس قرآن جلد یک 1352)

 

لایه بیرونی زمین که روی آن زندگی میکنیم و قاره ها و اقیانوسها را در بر میگیرد و در جائی از آن کوه و در جائی دیگر آن دشت است از تعدادی صفحه های بزرگ و کوچک تشکیل شده که در سمت و سوهای گوناگون در حرکت هستند. کوههای سنگی توازن و تعادل و یکپارچگی این صفحه های در حال حرکت را حفظ می کند. و به این ترتیب کوههای سنگی هم از نظر شکل مانند وتد می مانند و هم از نظر کارکرد.

 قـشـر سطح زمین از تعدادی لایه های کوچ و بزرگ جدا از هم تشکیل شده که پیش از این آنها را دیدیم. این لایه ها که در حرکت می باشند، در جاهـائی یکی از آنها زیر دیگری می رود. بخشی از لایه ای که زیر لایه دیگر می رود به مواد مذاب درون زمین می رسد و ذوب می شـود. با تنگ شدن عـرصه آتشـفـشـان ایجاد می شود و مواد بیرون ریخته می شود و کوه ایجاد می کند، و همینطور لایه ای که بالای لایه دیگر قرار می گیرد و به بالا حرکت می کند، به شکلی که در تصویر می بینیم چین بر میدارد و رفته رفته چینها بزرگ می شوند و به کوه تبدیل می شوند،  که اگر چنین نمی شد در ادامه رفـتن لایه ای زیر لایه دیگر، لایه بالائی بالا و بـالاتر می آمد و سطح زمـیـن در مـنطقه مزبور شیب پیدا می کرد.

همینطـور اگر برخورد دو لایه سریع اتفاق بیفتد نیز به شکلی که در تصویر می بینیم زمین چین می خورد و رشته کوه درست می شود. که اگر چنین امکانی وجود نمی داشت نیز منجر به بالا رفتن لایه ای و به زیر رفـتـن لایه دیگر می شد که در نـتیجه منجر به تمایل و شیب دار شدن سطح زمین می شد و خانه ها مایل می شدند.